مرتضى مطهرى
285
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اجزاء را يافته و حكم مىكرد ( چنان كه در مقالهء 4 بيان شد ) اين معلومات را مىيافت در حالى كه آثار خارجى نداشتند يعنى صورتهايى بودند كه منشأ آثار خارجى نبودند يعنى پيش اين قوه با علم حصولى معلوم بودند . پس كار اين قوه تهيهء علم حصولى بوده در جايى كه دسترسى به واقعيت شئ پيدا كرده و اتصال و رابطهء مادى درست نمايد . و از طرف ديگر ما از خودمان مشاهده مىكنيم كه خودمان ( واقعيت من ) در عين حال كه به خودمان روشن هستيم همهء اقسام ادراكات ( حسى ، خيالى ، كلى ، مفرد ، مركب ، تصورى ، تصديقى ) را در خودمان كه يك واحد حقيقى هستيم مىيابيم ( من منم ، من مىبينم ، من مىشنوم ، من اين محسوس را ادراك مىكنم ، من اين سفيد را شيرين مىيابم ، من اين خيال را مىفهمم ، من اين تصديق و حكم را مىنمايم ) و از اين راه قوهء نامبرده ( تبديل كنندهء علم حضورى به علم حصولى ) به همهء اين علوم و ادراكات حضوريه يك نحو اتصال دارد و مىتواند آنها را بيابد يعنى تبديل به پديدههاى بى اثر نموده و علم حصولى بسازد . اكنون بايد ديد كه آغاز كار وى از كجاست ؟ ريشههاى نخستين ادراكات و علمهاى حصولى در نخستين بار كه چشم ما بر اندام جهان خارج افتاد ( و البته اين سخن به عنوان مثال گفته مىشود و گرنه پيش از اين مرحله مراحل زيادى از حس - و به ويژه از راه لمس - پيمودهايم ) و تا اندازهاى خواص مختلف اجسام را يافتيم ، فرض كنيم يك سياهى و يك سفيدى ديديم ( سياهى و سفيدى براى مثال اخذ شده و غرض دو خاصهء حقيقى از خواص محسوسهء اجسام است ) مثلًا اول سياهى را كه با حركت